ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
111
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« رباح » قرار گرفتند در آنجا يك دسته از سپاه عبد الرحمن بود با هم متحد شده بر شهر « طليطله » حمله نمودند . شهر از هر طرف محاصره و همه چيز از آن بريده شد و بر شدت محاصره افزودند . آنها به همان حال محصور ماندند تا سنه دويست و بيست و دو . عبد الرحمن برادر خود وليد بن حكم را با لشكر فرستاد و چون او رسيد وضع شهر را بسيار بد ديد كه مردم ناتوان شده و قادر بر جنگ و دفاع نبودند وليد شهر را با قوه گشود و آن در تاريخ هشتم ماه رجب ( سال مذكور ) بود . وليد دستور داد بناى كاخ سر دروازه را تجديد كنند . كه در عهد سلطنت حكم ( پدر عبد الرحمن ) ويران كرده بودند وليد تا آخر ماه شعبان سنه دويست و بيست و سه در آن سامان اقامت گزيد كه مردم آن شهر آرام گرفتند و آسوده شدند . بيان حوادث محمد بن داود امير الحاج شد . در آن سال از طرف شمال قبله اخترى در آسمان نمايان شد كه مانند ستاره دنبالهدار بود چهل شب بود و بعد از نظر ناپديد گرديد . پس از مدتى از طرف مشرق ظاهر شد كه بسيار دراز ( به شكل مستطيل ) . مردم سخت ترسيدند . ابن ابى اسامه ظهور آن كوكب را در تاريخ خود ياد كرده بود كه موثق و مورد اعتماد است . يحيى بن صالح ابو زكريا و حاظى دمشقى و يا حمصى درگذشت . همچنين ابو هاشم محمد بن على بن ابى خداش موصلى او از معافى بسيار روايت مىكرد .